احوال خودم ..

درد من درد خودم نیست، دلم مال خودم
من فراموش تواَم، وای بر احوال خودم
از پر خستة من، قدرت پرواز مخواه
من چه دادم به تو چون بال، به جز بال خودم
پر زدی اوج گرفتی به فلک همچو عقاب
این منم روی زمین مات بر احوال خودم
من تفأل زده بودم به امید دل تـو
جز فراغت نگرفتم خبر از فال خودم
شمع و پروانه و بلبل همه رویاست ولی
من بسوزم پر خود، باز پر و بال خودم

 

از دوست ندیده ام محمد فرزین همت‌یار

/ 0 نظر / 8 بازدید